تبليغاتX
پرت نامه

 

 

 

 

وقتی گرفتار یک بغرنج می شوم،آنقدر زود از شرش خلاص می شوم ،که حالا چاره ای ندارم جز اینکه به فضله های مر غان دریایی که روی پیشانی بلند آقای گونتر گراس هم پاشیده،1999 بار ناخن بکشم و بجومش و توف کنم این تفاله ی آهکی فضله ی مرغان دریایی را به آلت تناسلی مرحوم بیجه و هم به موش بگویم و هم به گربه بگویم این یعنی دشمنی وتا می آیند،کدورتهایشان را به رخم بکشند،پایم را از زندگی شان بکشم بیرون و گونتر گراس که می خواهد همه را به فیرپلی دعوت کند،1361 بار برای تولدم کارت پستال بریند و من چیزم بشود. دلم بگیرد و هی باز چیزم بشود. چیز ،میدانید؟

فقط موش و گربه که نیستند. یک چیز های دیگری هم هست. بیجه را می گویم. حتمآخودتان متوجه شدید،کارش اصلآجوانمردانه نیست. عادت کرده که تو گل باغ تمنا را بنازدو بگوید:تو پریزاده مگر خواب و خیال هستی؟...  . حالا بیایید به موش بگویید هی پشت نکند به آقای تام.

 

سالها پیش که به جرم نوشتن داستان های غیر اخلاقی و پست فطرتانه،بنده را به دستان ادب- پرور بیجه سپردند تا مرا به سزای عملم برساند، بیجه مرا به آن ور دیوار برد و من که این ور  دیوار بودم،نفهمیدم با من در آن طرف دیوار چی کار داشت. اصلآشکّم هم نبرد که این آقا چه کارها بلد است و چقدر بلد است مرا تنبیه کند.

از آن روز به بعد همه مرا با انگشت شصت نشان هم می دهند و حراست هم قدغن کرده وارد انجمن داستان بشوم . ومن مجبورم ،فقط در این دنیای مجازی چیز بنویسم. خوشحالم که الان دارد به جزایش می رسد این بیجه ی بی آبرو و امیدوارم آقایان ،نکیرو منکر تمام گردن کلفتیشان را در حق ایشان مبذول دارند.

                                                     

نوشته شده توسط فرزاد دهنوی در دوشنبه 8 اسفند1384 ساعت 10:15 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
http:// جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی