تبليغاتX
پرت نامه

 

 

سودای این در سر داشتن که رفتن و رفتن و به پشت سر نگاه هم نکردن،مسرور وکیلی است ولاغیر. عجب از تراز آرزوهایش وآنچه هست.

به نام محمد جهانی شروع می کنم که هم عرض این نوشته است.خدا می داند غرض خراب کردن خودمان است ،به کسی برخوردن ندارد.

اگر روزی مسرور وکیلی به شما گفت دارد می رود شهر کتاب و ممکن است سر راهش چند سیاره به منظومه ی شمسی اضافه کند،فکر این که ممکن است اغراق کند یا خدای نکرده زبانش به دروغ چرخیده را از سرتان دور کنید. مسرور برای من یعنی توانستن و سعی کنید برای شما به معنای باور کردن باشد،چه با باور نکردنتان خود را از این الگویٍ شدن محروم کرده اید. هیچ کس به اندازه ی محمد جهانی نمی داند که من چه قدر راست می گویم.من هم از محمد جهانی می خواهم در اسرع وقت جوابیه ای به نیشخندتان بنویسد که هنوز ننوشته دارم امواج منفی دریافت می کنم. حق دارید ،در دنیای رئالیستی شما جای مسرور وکیلی همیشه خالی بوده و این حفره ای نیست که من یا محمد جهانی آنرا پر کنیم.چرا؟ما هم از او هیچ نمی دانیم جز محصولاتش.فقط می دانیم از کجا شروع میشود.دانستن این که چگونه می رسد آرزوی ماست. او بی شک از کتاب شروع می شود و به محض خواندن کتاب جدید،مسیر جدید برای دنیای جدید شروع می شود.

باشد باور نکنید ولی او چند میلیمتر مانده به اختراع لباس نامرئی،مکاتباتش رابا وزیر دفاع ایالات متحده قطع کرد. باور نکنید که مسرور وکیلی تیم فوتبال منتخب جهان را به تنهایی 10 به 9 شکست داد و از خود ضرب المثلی ساخت که به راستی سزاوارش است.باور نکنید و هم چنان به باور نکردنهایتان اصرار کنید،مسرور وکیلی دارد میتازدو به شما که پشت سرش هستید فکر هم نمی کند.

نوشته شده توسط فرزاد دهنوی در جمعه 26 مهر1387 ساعت 11:13 بعد از ظهر | لینک ثابت |
 
http:// جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی جنبش بزرگ وبلاگی حامیان مهندس میرحسین موسوی